پای صحبت مجری طرح سد و نیروگاه کارون 4 که مینشینی، آنقدر از محاسن و مزیتهای سد سازی و اینکه سدسازی در دنیای توسعه یافته منسوخ نشده بلکه تمام شده، میگوید که 11عیب آن به چشم نمی آید، به ویژه وقتی تاکید می کند که طی 20 سال آینده جنگ دنیا بر سر آب خواهد بود.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی صبا به نقل از خبرگزاری فارس، ایرانیان از چند صد سال پیش که هنوز نکنولوژی و ابزار ساخت سد وجود نداشت پروژه های آبی پیپچیده ای اجرا می کردند و اتفاقا هنوز برخی از آثار به جا مانده از این پروژه ها موید این است که ایرانیها در پروژه های آبی بسیار قوی و در سدسازی از بسیاری کشورها پیش هستند اما به تازگی بحثهایی در گرفته که سدسازی دارای معایب زیست محیطی فراوانی است اما اگر این معایب وجود دارد پس دلیل تاکید برای ساخت سد چیست؟ اگر چه ساخت سد می تواند برای تامین آب بخش کشاورزی، جلوگیری از سیلابها و حتی تولید برق موثر باشد اما برخی از کارشناسان محیط زیست عنوان می کنند که ساخت سد معایبی هم دارد که از جمله می توان به ایجاد مشکل در رودخانه ها اشاره کرد. چون رودخانه ها به مانند رگ ها و شریان های حیاتی بدن هستند و برخی معتقدند سدها به این عملکرد شریانی زمین خلل وارد می کنند. همچنین ساخت سد معایبی چون به زیر آب رفتن زمین های کشاورزی، باغ ها و درخت ها دارد. هزینه های بالای تولید انرژی برق آبی دیگر معایب ساخت سد است که نسبت به سایر روش های تولید برق نظیر هسته ای و حرارتی و ... معمولا هزینه اولیه آن بیشتر است. برای یافتن پاسخ خود که چرا با این معایت مسئولان همچنان سدسازی را با قوت تمام دنبال می کنند و منافع سد سازی چیست که معایب آن به چشم نمی آید، پای صحبت حسین رنجبران مجری طرح سد و نیروگاه کارون 4 نشسته ایم تا جواب خود را از زبان وی بشنویم.
فارس: به عنوان اولین سوال تاریخچهای از سدسازی در ایران بفرمائید.
رنجبران: هوش سرشار ایرانیان موجب شده بیش از دو هزار سال قبل متوجه این امر حیاتی شوند و اکنون سدهایی با قدمت حدود 2400 سال در نقاط مختلف کشور شناسایی شده است. در آن زمانها که هیچ اثری از تکنولوژی و ابزارهای آن در هیچ کجای دنیا یافت نمی شد پروژه های آبی بسیار پیچیده و فنی ـ مهندسی قابل تحسین توسط دانشمندان این مرز و بوم طراحی و اجرا شده که هم اینک پس از قرنها آثار آنرا مشاهده می کنیم. یک نمونه آن چغازنبیل در استان خوزستان در نزدیکی شهر شوش یک سیستم بسیار حرفه ای انتقال آب به طول بیش از 40 کیلومتر و تصفیه خانه آب است که قدمت چندین هزار ساله دارد. خط انتقال آب به طول چند ده کیلومتر به صورت ثقلی و منظور داشتن اثر کرویت سطح زمین در این محاسبات کافی است که به هوش سرشار ایرانیان تحسین گفت. سد فارس، سد کریت و حتی نکته جالبتر شناسایی محل های مناسب جهت احداث سد که قرنها پیش صورت گرفته است. امروزه تایید این مکانها با استفاده از تمامی پتانسیل های موجود فنی ـ مهندسی مهر تاییدی بر در دست داشتن دانش این مهم از دیرباز در کشور بوده است و هم اینک سدهایی در دست ساخت و یا طراحی داریم که دقیقا در محلی واقع شده اند که قرنها پیش شناسایی شده و بند کوچک یا سدی با مصالح آن روز در آنجا موجود است.
فارس:گفته می شود که در دنیا سد سازی منسوخ شده، به چه دلیل در ایران با این شتاب در حال سدسازی هستیم؟
رنجبران: سدسازی در کشورهای توسعه یافته منسوخ نشده بلکه تمام شده است. آنها سد های خود را در بیش از 100 سال پیش ساخته اند. آنها در حال حاضر مشکل بخش برق خود را از روش های مختلف نظیر هسته ای و ... حل می کنند. مشکل بخش سیل را نیز با آبخیزداری و آبخوان داری حل می کنند و بالطبع اکنون مسئله ای مثل کشورهای در حال توسعه ندارند. 100 سال پیش در امریکا و اروپا اوج سدسازی بود. هم اکنون در اروپا کمتر از 2 درصد پتانسیل موجود برای سدسازی باقی مانده است. ولی در ایران این موارد به مراتب بیشتر است و پتانسیل های زیادی آماده و دست نخورده برای سدسازی شناسایی شده اند که باید هر چه سریعتر به فعل تبدیل شوند. تا قبل از انقلاب سدهای محدودی نظیر سد کرج، سد سفید رود، سد زاینده رود، سد دز و سد کارون 1 (شهید عباسپور) و سد لتیان ساخته شدند که تمامی مراحل طراحی و ساخت و حتی بهره برداری آنها توسط خارجی ها صورت می گرفت. حتی یک نمونه بارز از بی کفایتی و بی مسئولیتی آنها در طراحی و ساخت سد لار اتفاق افتاد که مخزن این سد آب بند نبوده و اکنون پس از 40 سال از ساخت این سد هنوز موفق به ذخیره آب و رسیدن آب به حد نرمال یا سرریز نشده است. پس از پیروزی انقلاب و توجه مسئولین به این امر مهم بحمد ا... هم اکنون بیش از 100 سد بزرگ در کشور ساخته شده و بیش از دو برابر این تعداد در دست ساخت، طراحی و مطالعه است که امید می رود در افق سال 1404 ایران با استفاده از حداکثر پتانسیل ذخیره آبی خود به شرایط مناسب جهت تامین و تنظیم آبهای روان و استفاده حداکثری از پتانسیل های انرژی برق آبی دست یابد. کشورهای پیشرفته مانند نروژ 99 درصد از انرژی خود را از نیروگاه های برق آبی تامین می کنند همچنین در کانادا و برزیل این سهم قابل توجه است. ایران در منطقه ای خشک قرار گرفته است. متوسط بارندگی در ایران یک سوم میانگین جهانی است و دو سوم بارندگی ها در یک سوم مناطق کشور اتفاق می افتد در صورتی که بخش مرکز و کویر ایران هم کم بارش است هم سیل در این مناطق داشته ایم. آماری از تعداد سدهای ساخته شده در دنیا گویای این حقیقت است که در دنیای پیشرفته از حداکثر پتانسیل های موجود برای ساخت سدها استفاده شده و فقط کشورهای فقیر و عقب مانده از این نعمت خدادادی بی بهره مانده اند. کشورهای فرانسه، انگلستان، برزیل، مکزیک، کره جنوبی و ترکیه هر یک بیش از 500 سد بزرگ دارند در صورتی که کشورهای عقب مانده ای نظیر بنگلادش، لائوس، هایتی، اوگاندا، گابن، سیرالئون، مالی و کنگو هر یک کمتر از دو سد دارند و این در حالی است که همه ساله اخباری از تلفات ناشی از سیل در این کشور ها منتشر می شود. به عبارت دیگر سدسازی در کشورهای توسعه یافته بیش از 100 سال است که به اتمام رسیده و پتانسیل های سدسازی در کشور های در حال توسعه و عقب مانده، بسیار زیاد و با توجیه اقتصادی بالا وجود دارد. در کشور ما فقط در حوضه رودخانه کارون ظرفیت بالقوه تولید 30 هزار مگاوات انرژی برق آبی در سال وجود دارد که تاکنون فقط یک سوم آن مورد بهره برداری واقع شده است. در حوضه رودخانه دز نیز حدود 9 هزار مگاوات ظرفیت بالقوه وجود دارد که تنها از یک سوم آن استفاده می شود. در حوضه رودخانه کرخه نیز حدود 6 هزار مگاوات پتانسیل انرژی برق آبی سالیانه وجود دارد که تنها از یک ششم آن استفاده می شود. به عبارت دیگر پتانسیل های باقیمانده موجود فقط بر روی سه رودخانه بزرگ کشور (کارون، کرخه و دز) می تواند بیش از 30 هزار مگاوات (حدود دو برابر ظرفیت موجود در کل کشور) انرژی برق آبی سالیانه به ظرفیت موجود کشور بیافزاید.
فارس: شما به عنوان مجری بلندترین سد کشور آیا اطلاعاتی از معایب سدسازی در دنیا و کشور دارید؟
رنجبران: هر پدیده و موضوعی که در پیرامون ما اتفاق می افتد دارای معایب و محاسنی است. قطعاً سدسازی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و نیست. ما در اصطلاح به بخشی از این معایب خسارت مخزن می گوییم. اولین ایرادی که بر سدسازی می گیرند در خصوص رودخانه ها است چرا که رودخانه ها به مانند رگ ها و شریان های حیاتی بدن هستند و برخی معتقدند سدها به این عملکرد شریانی زمین خلل وارد می کنند. ایراد دوم مربوط به مناطق و روستاهای درون مخزن سدها است که ساکنان آن مجبور می شوند آنجا را تخلیه کنند که ممکن است باعث مشکلات اجتماعی و تغییر بافت بومی و فرهنگی آن مناطق شود. ایراد سوم در مورد زمین های کشاورزی، باغ ها و درخت هایی است که در مخازن سدها واقع شده به زیر آب می روند چرا که افرادی که در این زمین ها کار می کردند کار خود را از دست داده و ممکن است موجب تشدید بیکاری و ایجاد شغلهای کاذب شود. ایراد چهارم اینکه مناطقی را با عنوان میراث فرهنگی در بر می گیرد. البته اگر این مناطق خیلی ارزشمند باشند به آن توجه ویژه می شود و یا در ارتفاع سد تجدید نظر شده یا در محل ساخت سد جابجایی صورت می گیرد. ایراد پنجم در رابطه با وقوع حوادث ناشی از شکسته شدن سدها در دنیا است که موجب بروز خساراتی به پایین دست می شود. ایراد ششم هزینه های سدسازی با اهداف تولید انرژی برق آبی است که نسبت به سایر روش های تولید برق نظیر هسته ای و حرارتی و ... معمولا هزینه اولیه آن بیشتر است و ایراد هفتم مدت ساخت سدها و نیروگاه های برق آبی است که معمولا بیشتر از حرارتی و انواع دیگر است. ایراد هشتم معمولا به دلیل عدم اجرای همزمان سدها با شبکه های آبیاری مرتبط در پایین دست یا فعالیتهای مربوط به محدوده دریاچه که باید ساخته شود، مربوط می شود که از حداکثر منافع سدها استفاده نمی شود چراکه می توان از مخازن سد ها برای پرورش آبزیان و یا مقاصد دیگر نظیر گردشگری استفاده نمود که معمولا به موقع به آن توجه نمی شود. به عبارت دیگر از تمامی پتانسیل های سدها به موقع استفاده نمی شود. ایراد نهم شامل ایجاد مشکل برای آبزیان است به دلیل اینکه با ساخت سدها و برهم زدن رژیم طبیعی رودخانه اختلال هایی در روند طبیعی جریان رودخانه ایجاد می شود و باعث ایجاد مشکلاتی برای آبزیان و تولید مثل انواع آنها می شود. ایراد دهم وقوع زلزله های القایی ناشی از اولین آبگیری در محدوده مخازن سدهای بزرگ است که معمولا با شدت کمی است و ایراد یازدهم نیز مربوط به طبیعت بکر و منابع دست نخورده طبیعی واقع در مخازن سدها و محدوده ساخت سدها است که می تواند پتانسیل های مختلف گردشگری را داشته باشند ولی با حضور انسان و ماشین دچار خلل می شوند.
فارس: شما به بیش از 11 مورد از معایب سد سازی اشاره کردید، ممکن است زیرشاخه هایی هم داشته باشند که این ها همه بخشی از خسارت مخزن به شمار می رود با این حال چرا باز هم در حال سدسازی هستیم؟
رنجبران: هر پدیده ای که مورد بررسی کارشناسی قرار می گیرد، دارای معایب و محاسنی است. وقتی حسن هایش بیشتر است آن را انجام می دهیم. مثل قرصی که خوردنش برای درد خوب است ولی برای بدن شما ضررهایی هم دارد ولی حسن این قرص بیشتر از معایبش است. قطعا دکتر تشخیص معایب آنرا نیز می دهد ولی در مجموع بهبودی شما را در خوردن این قرص می داند. بخشی از این معایب امکان جبران کردن دارند ولی بخشی آز آنها هم غیرقابل جبران هستند. در سدسازی نیز برخی از این معایب قابل توجیه و جبران هستند ولی بخشی را هم باید بپذیریم که غیرقابل جبران است. با ساخت سد نه جلوی حرکت آب رودخانه گرفته می شود و نه این همه خسارت و تبعات منفی که برای سدها بیان می کنند، اتفاق می افتد. سد فقط جلوی طغیانهای ویرانگر و سیلابهای مخرب رودخانه ها را در فصل های پر آبی گرفته و آب را برای فصل های کم آبی ذخیره و تنظیم شده به پایین دست انتقال می دهد. باید به یاد داشته باشیم که رودخانه فقط آن بخش آرام و زیبا و زلال آب که ما تصور می کنیم، نیست. بلکه یک وجه خشن و تخریب گر و طغیانی هم دارد که به هیچ چیز رحم نمی کند. بارها در طول سالیان دراز شاهد سیل هایی در کشور بوده ایم که اهالی پایین دست بدون هیچ گارد و محافظی در بالادست خود دچار خسارت های فراوان شده اند. رودهای کارون، دز و کرخه تاکنون در اثر سیلاب خسارت های جانی و مالی زیادی برای اهالی پایین دست خود داشته اند. قبل از ساخت سدهای دز و کارون 1 که حدود 40 سال قبل و کرخه که حدود 10 سال قبل ساخته شده اند، هرساله شاهد خسارت های سنگین سیل در دشت های جنوبی استان خوزستان بودیم. اهالی سوسنگرد، حمیدیه، بستان و هویزه و حتی حاشیه های اهواز، خرمشهر و آبادان بیشترین آسیب های ناشی از طغیان این رودخانه ها را داشتند. نزدیکترین واقعه سیلاب که همه آنرا به یاد داریم مربوط به سال 83 و 84 است که طی دو سال متوالی سیل های وحشتناک با دبی بالای 5 هزار مترمکعب بر ثاینه همزمان در کارون، کرخه و دز ایجاد شد، که مسئولان محلی در خوزستان اعلام کردند که اگر سدها نبودند، قطعا فاجعه انسانی رخ می داد. فاجعه انسانی یعنی یک تیغه آب به ارتفاع چند متر روی این شهر ها و روستاها که اگر این فاجعه اتفاق می افتاد واقعا وحشتناک بود. برداشت ناصحیحی که درپی ساخت سد در فکر عوام متصور می شود این است که با ساخت سدها ما جلوی جریان آب را می گیریم و رودخانه ها خشک می شود. اما اینطور نیست ما فقط آب را تنظیم می کنیم که چطور و چه زمان استفاده کنیم. ما آب را مهار، تنظیم و در فصل سیلابی ذخیره می کنیم که در تابستان استفاده کنیم. در تابستان که دبی آب بسیار پایین است آنرا تنظیم شده برای پایین دست می فرستیم. این اخبار اشتباهی که مثلا نوشته بودند با ساخت سد زاینده رود کشاورزی پایین دست و باتلاق گاوخونی برای همیشه دچار بحران شد، حرف ناصحیح و غیرکارشناسانه ای بیش نیست چرا که حجم مرده سد زاینده رود کمتر از آورد چند ماه رودخانه زاینده رود است و در طول این 45 سال که سد زاینده رود ساخته شده در تمام این سالها آب تنظیم شده به پایین دست برای مصارف شرب، کشاورزی و صنعت ارسال شده است. کجای این اقدام غلط است؟ تبخیر از سطح آب ها هم جزو سیکل طبیعی تامین آب است که منافعی برای تغییر آب و هوا و کمک به توسعه و رشد گونه های گیاهی پیرامون خود می کند. بخشی از این آب هم آب زیرزمینی و قابل استحصال در مناطق موردنیاز می شود. پس اصلا تقریبا آبی از دست نمی رود. متوسط سالیانه آورد رودخانه کارون در مقطع کارون 4 طی 40 سال گذشته حدود 4.5 میلیارد مترمکعب بوده است. حجم مرده مخزن این سد در بدبینانه ترین حالت حدود یک میلیارد متر مکعب است یعنی آورد حدود متوسط 2 تا 3 ماه رودخانه در کارون 4 ذخیره و بقیه تنظیم می شود. با آن برق تولید می شود و سپس به سدهای پایین تر ارسال می شود و در نهایت آب تنظیم شده و مورد نیاز به دشت خوزستان وارد می شود. عیب این کار چه بوده که می گویند با ساخت سدها جلوی آب را می گیرند؟ می توان گفت فقط جلوی آورد حدود سه ماه رودخانه برای یک بار در طول عمر مفید سد گرفته می شود. باید همه جوانب را با هم ببینیم، ساخت سدها برای سه هدف کلی کنترل سیلاب ها، تولید انرژی برق آبی و تنظیم آب است. به عنوان نمونه سد کرخه را مورد بررسی قرار می دهیم. این سد اولین سد بر روی رودخانه وحشی کرخه بوده که حدود 10 سال قبل ساخته و به بهره برداری رسیده است. در طی این 10 سال، هر ساله بیش از سه میلیارد متر مکعب آب تنظیم شده را برای مصارف مختلف پایین دست خود ارسال کرده است. مثلا در تابستان سال 82 دبی آب ورودی به سد کرخه 2 مترمکعب بر ثانیه شد که این یعنی صفر (خشکسالی) ولی در همان سال 82 سد کرخه به طور متوسط 80 مترمکعب بر ثانیه آب را به صورت دائمی و تنظیم شده که نیاز پایین دست بود را تامین کرده که بیشترین سود را به کشاورزان و مردم پایین دست خود داده است . این مطلب کاملا بر خلاف حرفی است که در مورد منفی بودن اثر ساخت سدها برای کشاورزی بیان می کنند. حتی از سال 1378 که مردم حاشیه رودخانه کرخه از عدم وقوع سیل مطمئن شده اند اقدام به کشاورزی در نزدیکترین نقاط به مسیر رودخانه کرده اند و زمینهای کشاورزی مستعد زیادی را به زیر کشت برده اند. در سال 73 یک سیل با دبی 5 هزار متر مکعب بر ثانیه در کرخه آمد و شاهد بودم که بخش عمده ای از دشت بین اندیمشک تا اهواز زیر آب رفته بود. رودخانه های بزرگ کرخه و کارون به هم وصل شده بودند ولی با ساخت سدهای کرخه و کارون این سیل ها برای همیشه مهار شدند و الان کرخه در طول این 10 سال تنظیم آب کشاورزی، شرب و صنعت در پایین دست خود را به خوبی انجام داده است. بر اساس آمارهای رسمی آن زمان، سیلاب ها تا قبل از سال 74 خسارت هایی در حدود 9 میلیارد تومان هر سال به دشت های پایین دست سد کرخه وارد می کردند ولی هم اکنون به جرات می توان گفت که هزینه های ساخت سد کرخه، فقط از طریق تنظیم آب برای کشاورزی و جلوگیری از سیل بدون لحاظ کردن برق تولیدی آن جبران و این سد بسیار سودآور بوده است.
فارس:آیا سازمان هایی نظیر میراث فرهنگی و محیط زیست در ساخت سدها دخیل هستند؟
رنجبران: ما در فاز مطالعات هر پروژه، مجوز های لازم را از میراث فرهنگی و سازمان محیط زیست دریافت می کنیم اما همانگونه که بیان شد برخی از طبعات منفی سدسازی اجتناب ناپذیر است. بارها شده که خسارت مخزن سد به محیط زیست زیاد بوده و ما تغییراتی در ساختگاه سد و یا ارتفاع سد داشته ایم. حتی در مواردی مثل کارون 3 و 4 جابجایی مرقد امامزاده و مزار شهید که در مخزن سد قرار داشته اند را انجام داده ایم. لیکن به زیر آب رفتن روستاهای کتولا و کرستان در مخزن سد کارون4 و یا به زیر آب رفتن تعدادی از درختان بلوط در مخازن سدهای کارون 3 و 4 اجتناب نا پذیر است که به عنوان خسارت مخزن در برآوردهای اولیه مشاور منظور می شوند.
فارس: نظرتان در خصوص هزینه های سد سازی و زمان ساخت نیروگاه های برق آبی چیست؟
رنجبران: معمولا هزینه های سدسازی و زمان ساخت نیروگاه های برق آبی نسبت به نیروگاه های حرارتی بیشتر است اما این حرف در کوتاه مدت درست است ولی در دراز مدت صحیح نیست. در شرایط یکسان نیروگاه های برق آبی زمان ساخت و هزینه اولیه بیشتری نسبت به نیروگاه های حرارتی دارند. مثلا برای ساخت یک نیروگاه 1000 مگاواتی برق آبی مثل کارون 4 ، حدود 9 سال زمان و 1000 میلیارد تومان بودجه صرف شده اما یک نیروگاه 1000 مگاواتی حرارتی شاید در نصف این زمان و با یک سوم این هزینه ساخته می شود. ولی نیروگاه های حرارتی عیب هایی هم دارند. این نیروگاه ها از سوخت گازوئیل، گاز و نظیر این ها استفاده می کنند در صورتی که سوخت نیروگاه برق آبی آب است که بسیار پاک و دوستدار محیط زیست است. سوخت نیروگاه های حرارتی سوخت های فسیلی است که هم بسیار گران هستند و هم گازها و آلاینده های محیط زیست تولید می کنند .نیروگاه های برق آبی در پیک مصرف شبکه برق وارد مدار شده و در غیر این موارد به راحتی از مدار خارج می شوند به راحتی باز و بسته کردن یک شیر آب. ولی نیروگاه های حرارتی هزینه های خیلی زیادی برای وارد شدن به مدار و خارج شدن از آن نیاز دارند. کمک به پایداری و کنترل فرکانس شبکه سراسری برق از دیگر وظایف نیروگاه های برق آبی است.
فارس: شما در صحبت های خود به وقوع سیل بسیار اشاره کردید دلیل وقوع سیل چیست؟
رنجبران: به عنوان مثال دلیل وقوع سیل در سیستان و بلوچستان که حاشیه کویری است و بیابانهایی عاری از پوشش گیاهی دارد، بارانهای پراکنده و سیل آسا است. در سیستان و بلوچستان جهت مقابله با خسارت ناشی از سیل و نیز تامین آب تنظیم شده برای کشاورزی منطقه و جلوگیری از مهاجرت مردم باید سد ساخته شود. به عنوان نمونه ساخت سد شهید رجایی که در منطقه شمال کشور انجام شد باعث رضایت کشاورزان شهرهای شمالی شده است چرا که جلوی سیل و تخریب جاده ها، زمین ها و مراتع را گرفته هر چند مخزن سد شهید رجایی درختانی را زیر آب برده لیکن محاسنی برای کشاورزی آن منطقه دارد که بسیار بیشتر است و با مخزن خود آب قابل توجهی را برای اهالی منطقه تنظیم و تامین می نماید. ما هرساله از سیلاب های ویرانگر رودخانه های وحشی کشور خسارات مالی و جانی زیادی داشتیم. وقتی سیل می آید نه به درخت بلوط رحم می کند، نه به آبزیان و نه به انسان. این سیلابها قدرت بردن قطعه های 200 تنی را هم دارند. ما باید بتوانیم ابتدا این آب را که انرژی غیرقابل کنترلی دارد، مهار کرده و بعد به بحث های ثانویه بپردازیم البته ساختن سد در واقع به نفع محیط زیست نیز است. تیتر روزنامه ای که می نویسد "با ساخت سدها ایران بیابان می شود " یک جمله نادرست و غیرکارشناسی است. در قدم اول ما بایستی جلوی سیلاب های ویرانگر را بگیریم. اگر ما سدها را نمی ساختیم آیا با وقوع سیلابها واقعا فاجعه انسانی رخ نمی داد؟ آیا اگر درخت های بلوط در پی آبگیری سد زیر آب نمی رفت دیگر سیل نمی آمد و آن درخت ها می توانست جلوی سیل را بگیرند؟ در سالهای دور که هیچ سدی در کشور نبود و هیچ درختی هم در مخزن سدی واقع نبود، سیل نداشتیم؟ ساخت سد کاری اصولی، علمی و درستی بوده و ما سه برابر این حجمی که سد ساخته ایم جا دارد که سد بسازیم. اصولی پذیرفته شده در همه جهان وجود دارد که از بین بردن جنگلها و یا حتی چرای غیر مجاز گوسفندان در مناطقی که حوزه آبریز رودخانه ها هستند ضمن افزودن بر احتمال وقوع سیلاب باعث تخریب خاک و حتی تسریع در آورد رسوب به مخازن سدها و کاهش عمر مفید آنها می شود که باید مسئولان امر متوجه این موضوع باشند.نداشتن آب تنظیم شده جهت کشاورزی و برداشتهای غیر مجاز از آبهای زیر زمینی همراه با وقوع پدیده خشکسالی که هر چند سال یک دوره در یک منطقه اتفاق می افتد دست به دست هم داده تا مشکلات کشاورزی کشور را تشدید نماید که یکی از راه حل های منطقی و مناسب جهت تعدیل زیانهای ناشی از آن ذخیره مناسب آبهای روان در فصل های سیلابی و استفاده بهینه از آنها در فصولی که کشاورزان به آن نیاز دارند، می باشد.
فارس: آیا مزایای دیگری برای سدسازی می توان بر شمرد؟
رنجبران: سدسازی به عنوان یک فعالیت فراگیر در کلیه مراحل طراحی، ساخت و بهره برداری خود می تواند نقش مهمی به صورت مستقیم و غیرمستقیم در اشتغالزایی داشته باشد خصوصا با دستیابی به تکنولوژی طراحی و ساخت سد و تجهیزات آن می توان بر روی صدور خدمات فنی و مهندسی و نیز ساخت و مدیریت این گونه پروژه ها در کشورهای دیگر نیز برنامه ریزی کرد که از هر نظر مفید است. تا قبل از انقلاب اسلامی که تقریبا تمام مراحل طراحی ، ساخت و بهره برداری از سدهای محدودی که در کشور ساخته شدند، تماما در اختیار بیگانگان بود. اکنون با رشد و توسعه این صنعت که ناشی از خودباوری و هدایت صحیح قشر جوان و با انگیزه و متعهد در این بخش بوده، می توان اذعان داشت که توان فنی ـ مهندسی کشور در بالاترین سطح جهت طراحی، ساخت و بهره برداری از پیچیده ترین پروژه های سد سازی قرار گرفته که خود دستاوردی بسیار با ارزش برای کشور است. همچنین با ساخت سد در یک منطقه محروم ضمن کمک به توسعه همه جانبه و پایدار آن منطقه، عملا گامی موثر در رفع محرومیت از آن منطقه برداشته شده و پتانسیل توسعه فراهم شده است. پس انرژی برق آبی در جهان به عنوان انرژی ارزان، پاک، دوست دار محیط زیست و تجدید پذیر شناخته شده که غالبا دارای اهداف دیگری نظیر مهار و کنترل آبهای سطحی، توسعه صنعت توریسم و گردشگری و ... نیز هستند که به دلیل انجام فعالیتهای عمده عمرانی در منطقه معمولا سطح خدمات زیربنایی (توسعه راهها و ....) را افزایش داده و موجب اشتغالزایی می شوند.
فارس:تلخ ترین و شیرین ترین خاطره شما در جریان ساخت سد کارون 4 چه بود ؟
رنجبران: تلخ ترین خاطره بنده مربوط به جابجایی اهالی روستای کتولا در سال 82 و 83 بود که مردم مجبور شدند خانه و محل زندگی خود را ترک کنند و ما مجبور بودیم که آنجا را تخلیه کنیم و این در شرایطی بود که شاید اجدادشان صدها سال در اینجا زندگی کرده اند و قطعا خاطرات یک عمر خود را باید می گذاشتند و محل را ترک می کردند. اما اگر درسال 83 این اتفاق نمی افتاد قطعا دچار سیل و خسارت می شدند. این موارد قابل انکار و جبران نیست و ما آنرا به عنوان خسارت مخزن قبول داریم. اما شیرین ترین خاطره بنده در این مدت مربوط می شود به پنجم فروردین سالجاری که آبگیری سد با حضور ریاست محترم جمهوری انجام شد که قرار بود پس از انداختن دریچه های تونل انحراف، یک گروه بروند و تونل و دریچه ها را از نزدیک بازرسی کرده و شرایط را جهت انجام عملیات پلاک تونل و یا بالا کشیدن دریچه بررسی کنند. به دلیل اینکه آب در حال بالا آمدن بود حدود 2 ساعت بیشتر جهت این تصمیم گیری وقت نداشتند، که به لطف خدا لحظه شنیدن خبر موفقیت آمیز بودن عملیات انسداد تونل را می توانم به عنوان شیرین ترین خاطره خود در این پروژه نام ببرم. به عنوان جمله پایانی باید بگویم که در 20 سال آینده جنگ اصلی دنیا از نفت به آب بر می گردد و کشوری که آب قابل تنظیم و در دسترس دارد، حرفی برای گفتن دارد، چرا که زیربنای توسعه که آب است را در اختیار دارد.
|