|
معنی: |
خط d.c. ؛ خطی که به یک منبع برق دایم وصل است.
|
|
|
|
|
معنی: |
ویلیام ناکس دارسی(William Knox D´Arcy) هیچ گاه به ایران نیامد،بلکه امتیازنامه دارسی را مظفرالدین شاه و ماریوت(A. W. Marriot) نماینده دارسی امضا کردند . به موجب این امتیازنامه اجازه تفحص، استخراج، آماده کردن، حمل و نقل و فروش گاز طبیعی و نفت خام، قیر و موم طبیعی و همچنین احداث خط لوله در تمام کشور بجز پنج ایالت شمالی، برای مدت 60 سال به دارسی واگذار شد .
در سال 1283 یا 1904 میلاد ی یکی از چاههای اکتشافی به نفت رسید، ولی بعد از 3 ماه خشک شد . در سال 1287 (دوم ماه مه1908) عملیات حفاری در مسجدسلیمان به نفت رسید و تجاری بودن تولید از این میدان تأیید شد . از این رو سال 1287 را می توان تاریخ تولد صنعت نفت در کشور نامید . در 14 آوریل1909شرکت نفت انگلیس و ایران( Anglo – Persian Oil Co.) تأسیس شد و سهام دارسی را خرید و نامبرده عضو هیأت مدیره آن شرکت شد . بعداً نام این شرکت، به Anglo– Iranian Oil Coتغییر یافت.
دارسی در سال 1917 درگذشت
|
|
|
|
|
معنی: |
دبی به لغت فرانسه همان Rate یعنی میزان به انگلیسی است که برحسب بشکه یا مترمکعب در روز بیان می شود.
|
|
|
اسم: |
Decontamination Degree |
|
معنی: |
درجه آلودگی زدایی (نسبی) |
|
|
اسم: |
Decontamination Degree |
|
معنی: |
نسبت درصد اختلاف بین غلظت کل هسته های رادیواکتیو قبل و بعد از آلودگی زدایی به غلظت کل هسته های رادیواکتیو قبل از آلودگی زدایی اطلاق می شود |
|
|
اسم: |
Decontamination Factor |
|
|
اسم: |
Decontamination Factor |
|
معنی: |
نسبت تمرکز هسته ای پرتوزا در یک محیط یا بر روی یک سطح پیش از پالایش و تمیزکاری آن به تمرکز هسته های پس از پالایش و تمیزکاری اطلاق می شود. این اصطلاح می تواند به یک هسته پرتوزا، یا به کل پرتوزایی اشاره داشته باشد |
|
|
|
|
معنی: |
در صنعت نفت جداسازی هیدروژن از هیدروکربن های پارافینی را هیدروژن زادیی می نامند . هدف این عمل، تهیه هیدروکربن های " اولفینی"Olefin مانند" اتیلن" Ethylene ، "پروپیلن"Propylene ، "بوتن"Butene و "دی اولفینی" Diolefin مانند "بوتادین"Butadiene است که خوراک واحدهای پتروشیمی می باشند.
هیدروژن زدایی در دمای حدود ˚600-550، در فشار اتمسفری و در حضور کاتالیزورهایی چون اکسید آلومینیم یا اکسید وانادیم انجام می شود
|
|
|
|
|
معنی: |
مجموع بار مورد نیاز شبکه، از جمع بار تولید شده توسط نیروگاه ها و همچنین بار دریافتی از کشورهای همجوار بدون افت ولتاژ، افت فرکانس و خاموشی را نیاز مصرف می گویند. |
|
|
معنی: |
سنگهای مخازن(فشرده) |
|
|
معنی: |
سنگ مخزنی را که دارای نفوذپذیری (Permeabilit )کمتر از 1/0 دارسی باشد، اصطلاحاً فشرده مینامند |
|
|
اسم: |
dependent-time measuring relay |
|
معنی: |
رله ی اندازه گیری وابسته به زمان – رله اندازه گیری وابسته ی زمانی رله ی اندازه گیری با زمان معین است که برای آن زمانها (ی عملکرد)، در یک روال معین، بستگی به مقدار کمیت مشخصه (کارانداز) آن دارند. |
|
|
اسم: |
Depletion Drive (Dissolved Gas Drive, |
|
معنی: |
نیروی رانش گازهای محلول (تخلیه در اثر نیروی گاز محلول) |
|
|
اسم: |
Depletion Drive (Dissolved Gas Drive, |
|
معنی: |
رانش موجود در یک مخزن ناشی از انبساط تدریجی گاز خارج شده از نفت خام اشباع می باشد. با کاهش فشار درون مخزن در طی برداشت نفت خام از چاه، گاز خا رج شده از نفت خام در فضای مخزن، انبساط یافته و باعث بالا رفتن نفت به سطح زمین می گردد. |
|
|
|
|
معنی: |
معاملات نفت خام برنت در "بازارهای اسپات" Spot Markets صورت می گیرد . با اینکه حجم عظیمی از معاملات رایج در بازارهای اسپات را نفتهای غیر برنت تشکیل می دهد، قیمت نفتهای معامله شده در این بازارها بر اساس ق یمت برنت محاسبه می شود. به عبارت دیگر، با توجه به کیفیت نفت خام معاملاتی، قیمت توافقی به صورت درصدی بالاتر یا پائین تر از قیمت اعلا ن شدة برنت است . مابه التفاوت قیمت نفت معامله شده با قیمت برنت را اصطلاحاً دیفرانسیل می گویند. برخی از نفتهای معروف در بازارهای اسپات که به کمک همین دیفرانسیلها معامله می شود
عبارتند از:
Ekofiska, Kirkuk, Sahara, Siberian, Iran Heavy (Iran
Hvy), Dubai, Bonny, Forties
گزارشگرهای قیمت نفت، مانند رویتر Roiter به طور منظم این دیفرانسیلها را اعلام می کنند.
|
|
|
|
|
معنی: |
تابش پراکنده آن بخش از تابش خورشیدی است که از همه راستاهای دیگر(به جز راستای مستقیم از قرص خورشید (پس از پخش و پراکنش در جو(در اثر وجود مولکول های گرد و غبار شناور در هوا ، ابرها( و یا احتمالاًَ از سطح زمین)در اثر وجود زمین، دریا، درختان و ساختما نها) بازتابیده می شود |
|
|
اسم: |
Dimethyl Ether (DME) |
|
|
اسم: |
Dimethyl Ether (DME) |
|
معنی: |
دی متیل اتر با فرمول CH3OCH3 فراورده ای است با خصوصیاتی بسیار نزدیک به گازوئیل که می توان آن را از گاز طبیعی به دست آورد. فن آوری تهیه DME از گاز طبیعی هنوز در مراحل تکوین است و به مرحله تولید تجاری نرسیده است . احتمالاً در سالهای آتی که قیمت فرآورده ها رشد قابل ملاحظه ای داشته باشد، تولید DME از نظر اقتصادی باصرفه خواهد بود . البته اگر قیمت گاز طبیعی را بسیار نازل فرض کنیم ممکن است تولید DME در آیندة نزدیک اقتصادی باشد . با توجه به ارزش حرارتی بسیار بالای DME در مقابل گازوئیل های معمولی، کاربرد DME در موتورهای دیزلیِ قدیمی ممکن است با مسائلی رو به رو شود. |
|
|
|
|
معنی: |
تابش مستقیم آن بخش از پرتو خورشیدی است آفتاب که به طور مستقیم از قرص خورشید سرچشمه گرفته و به جز اثرات شکست نور در لایه های پایین جو زمین هیچ گونه تغییری در راستای آن پدید نیامده است |
|
|
اسم: |
discharge device of a capacitor |
|
معنی: |
ابزار تخلیه یک خازن- دستگاه تخلیه خازن دستگاه یا ابزاری است که میتواند در یک خازن گنجانده شود، برای آن که ولتاژمیان پایانه های (سرهای اتصال ) آن را در زمانی معین به مقداری معین کاهش دهد، پس از آن که خازن از شبکه جدا شده باشد. |
|
|
اسم: |
discharging current of a capacitor |
|
معنی: |
جریان تخلیه یک خازن |
|
|
اسم: |
discharging of a capacitor |
|
|
|
|
معنی: |
نیروگاهی است که در آن از سوخت گاز یا مایع در سیلندرهای دستگاه استفاده کرده و انرژی مکانیکی حاصل توسط ژانراتور کوپله شده با آن به انرژی الکتریکی تبدیل می شود |
|
|
اسم: |
disengaging percentage |
|
معنی: |
درصد آزاد کنندگی (رها کنندگی) - نسبت آزاد کنندگی (ول کنندگی) است که به درصد بیان شود. |
|
|
معنی: |
نسبت آزادکنندگی (رها کنندگی) برابر با نسبت مقدار آزادکنندگی به مقدار کارکردی است . |
|
|
اسم: |
disengaging time-for a given function- |
|
معنی: |
زمان آزادسازی (برای یک وظیفه ی تعیین شده) بازه ی زمانی میان لحظه ی پدیدار شدن تغییر معینی در مقدار کمیت انرژی دهنده ی (کاراندازنده ی) درونداد (ورودی) (کمیت مشخصه ی برای رله ی اندازه گیری) است که سبب می شود رله آزاد کند و لحظه ای که آزاد می کند. |
|
|
معنی: |
مقدار آزاد ساز- مقدار رها کننده – مقدار بازکننده مقدار کمیت انرژ ی دهنده ی (کاراندازنده ی) (یا کمیت مشخص هی) دروندادی (ورودی) است که با آن رله در شرایط داده شده، آزاد می شود (ول می کند). |
|
|
اسم: |
disengaging value of the characteristic quantity |
|
معنی: |
مقدار آزاد کننده گی کمیت مشخصه مقدار آستانه ی از کمیت مشخصه است که در آن رله در شرایط معین آزاد (رها) می شود. |
|
|
اسم: |
Dispatching Code (For Transmission Lines) |
|
|
اسم: |
Dispatching Code (For Transmission Lines) |
|
معنی: |
شماره شناسایی خط براساس دستورالعمل های دیسپاچینگ می باشد. در شماره گذاری خطوط انتقال از دو حرف و سه رقم استفاده می شود که حرف اول و دوم به ترتیب علامت شناسایی ابتدا و انتهای خط و اولین رقم بعد از حروف شناسایی، نشان دهنده سطح ولتاژ و دو رقم بعدی نشانگر نوع تجهیزات می باشند |
|
|
معنی: |
خط توزیع ؛ خطی که برای پخش برق(توزیع) به کار می رود.
|
|
|
اسم: |
Distribution Network |
|
|
اسم: |
Distribution Network |
|
معنی: |
مجموعه ای از خطوط توزیع است که برای توزیع انرژی برق در یک منطقه یا یک محله به کار گرفته می شود. |
|
|
معنی: |
مقدار سنجی( اندازه گیری مقدار پرتو) |
|
|
معنی: |
اندازه گیری یا ارزیابی مقدار اشعه جذب شده،(تشعشع ) با مقدار تابش همتراز یا مقدار تابش مشابه را گویند
|
|
|
اسم: |
Downstream Operations |
|
معنی: |
فعالیتهای پایین دستی |
|
|
اسم: |
Downstream Operations |
|
معنی: |
فعالیتهای پایین دستی از آغاز پالایش نفت خام شروع می شود و مراحل مختلف پالایش، حمل فراورده ها، توزیع، بازاریابی و فروش آن را در بر می گیرد. |
|
|
اسم: |
Dried Brown Coal (Dried Lignite) |
|
معنی: |
زغال قهو های خشک (لیگنیت خشک شده) |
|
|
اسم: |
Dried Brown Coal (Dried Lignite) |
|
معنی: |
زغال سنگ قهوه ای یا لیگنیت است که رطوبت موجود در آن از راه خشک سازی کاهش یافته است . زغال سنگ قهوه ای یا لیگنیت خشک شده می تواند ترکیبی از فرآورده یک دستگاه خشک کن و گرد و غبار حاصل از آن باشد |
|
|
|
|
معنی: |
نتیجة کار زمین شناسان و ژئوفیزیکدآنها فقط می تواند نشان دهنده احتمال وجود نفتگیر در یک ناحیه باشدو تأیید این مطلب فقط پس از حفاری امکان پذیر است . حفاری دو نوع است . حفاری آزمایشی برای شناسایی نفتگیرها و مخازن نفتی و حفاری تولیدی برای بهره برداری از مخازن نفتی . برحسب نوع ابزار به کار رفته نیز روش های حفاری به دو گروه تقسیم می شوند: حفاری ضربه ای و حفاری دورانی.
حفاری ضربه ای: در این روش یک مته فولادی متصل به طناب فولادی به طور متناوب بالا و پایین رفته و با ضربه زدن به ته چاه، سنگ ها را خرد می کند. پس از مدت معینی خرده سنگ ها را از چاه خارج نموده، عمل حفاری را ادامه می دهند. امروزه در حفاری های نفتی از این روش استفاده نمی شود.
حفاری دورانی : استفاده از روش دورانی از سال 1922 آغاز شد و از1930جانشین روش ضربه ای گردید و در حال حاضر متداو لترین روش در غرب است و امکان حفاری را تا اعماق بسیار زیاد (8000متر) می دهد. در این روش حرکت دورانی در سطح زمین به یک رشته لولة فولادی منتهی به یک مته منتقل می شود. حرکت دورانی این مته باعث خرد شدن سنگها و پیش رفتن حفاری می شود.
در شوروی روشی به نام توریو نیز به کار می رود که در آن یک توربین متصل به مته وارد چاه می شود و مستقیماً حرکتش را به مته حفاری منتقل می سازد
|
|
|
|